تبليغاتX

 

در حسرت یک ........

زندگی به من آموخت ........................

 

 

زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم

اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم

تو نیز به من آموختی چگونه دوستت بدارم

اما به من نیاموختی چگونه فراموشت کنم


 

نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385 ساعت 10:13 موضوع | لينک ثابت


اگه بگم ..........................................

اگر در شب به خاطر از دست دادن خورشيد گريه کني

                ستاره ها را نيز از دست خواهي داد .


 

اگه بگم که قول مي دم تا هميشه باهات باشم

اگه بگم که حاضرم فداي اون چشات بشم

اگه بگم توآسمون عشق من فقط تويي

اگه بگم بهونه ي هر نفسم تنها تويي

اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت مي کنم

اگه بگم زندگيمو بذر بهارت مي کنم

اگه بگم ماه مني هر نفس راه مني

اگه بگم بال مني لحظه ي پرواز مني

ميشي برام ماه شباي بي سحر؟

ميشي برام ستاره ي راه سفر؟

ولي بدون هرجا باشي يا نباشي مال مني

بدون اگه براي من هم نباشي عشق مني


 

نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 ساعت 12:9 موضوع | لينک ثابت


عاشق و مجنونت شدم ........................................

عاشق و مجنونت شدم نخونده مهمونت شدم كلي پريشونت شدم

اما   بازم  نيومدي

 قهوه فنجونت شدم شمع تو شمعدونت شدم خاك تو گلدونت شدم

اما   بازم  نيومدي

برف زمستونت شدم رسوا و حيرونت شدم چكچك ناودونت شدم

اما   بازم  نيومدي

آفتاب و بارونت شدم اشكاي غلتونت شدم عطر گلا بدونت شدم

اما   بازم  نيومدي

ماه تو ايوونت شدم خراب و و يرونت شدم گل گلستونت شدم

اما   بازم  نيومدي

سه ماه تابستونت شدم الوند و كارونت شدم دشتاي ايرونت شدم

اما   بازم  نيومدي

دنا و حامونت شدم نزديك ترازجونت شدم رگت شدم خونت شدم

اما   بازم  نيومدي

خادم و دربونت شدم اسير زندونت شدم گلاب كاشونت شدم

اما   بازم  نيومدي

يه جوري مديونت شدم سنگ خيابونت شدم راهي ميدونت شدم

اما   بازم  نيومدي

تو سختي آسونت شدم تو دردا درمونت شدم ناجي پنهونت شدم

اما   بازم  نيومدي

لباس و سامونت شدم سارق ايمونت شدم چشماي گريونت شدم

اما   بازم  نيومدي

لبا هاي  خندونت شدم  گشنه شدي نونت شدم  آ ب  فراوونت شدم

اما   بازم  نيومدي

 هميشه ممنونت  شدم  من  ني چوپونت  شدم  آب تو  بيابونت شدم

اما   بازم  نيومدي

شعراي  ارزونت  شدم عمر غزل خونت  شدم  تسليم  قانونت  شدم

اما   بازم  نيومدي

كشته  مژ گونت  شدم  حلاك چشمونت  شدم  رفتمو  قربونت شدم

اما   بازم  نيومدي

 رفتمو  قربونت  شدم ........................

اما   بازم  نيومدي

 


 

نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 ساعت 12:7 موضوع | لينک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting