تبليغاتX

 

در حسرت یک ........

می خوام برم بدون تو ...و

می خوام برم بدون تو ، بدون حس بودنت
نداره رنگی از خوشی دقیقه های موندنت
 
نگاه سردتو بگیر بریدم از نگاه تو
نمی تونم که جون بدم به جرم هر گناه تو
 
میرم که از نبودنت به حس بودن برسم
میرم که تو فکر نکنی پرنده ای تو قفسم
 
اگه یه وقت دلت گرفت برای بچه بازیام
خیال نکن صدام کنی دوباره باز پیشت میام
 
بدون که رفتنم دیگه برای بی تو بودنه
تموم آرزوی من به جاده دل سپردنه...... 
 
 


 

نوشته شده توسط مهدی در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 ساعت 21:20 موضوع | لينک ثابت


چنان دل کندم از دنیا ....

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ست
ببین مرگ من را در خویش که مرگ من تماشایی ست
مرا در اوج می خواهی تماشا کن تماشا کن
دروغین بودم از دیروز مرا امروز تماشا کن
در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال ما
همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها
فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم
گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یک به یک رفتند مرا در خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که هم دردند
شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند
به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند
      

 


 

نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه ششم فروردین 1386 ساعت 13:29 موضوع | لينک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting