دل که مـی شکنه به این راحتی درمون نـمی شه
واســه تشـنه آخـه دلداری که بــارون نــمی شه
دیگه تــرسمون چـیه؟ بعد ســیاهی رنگی نـیست
دیگه اونکه مُرده باز دوباره بی جون نــمی شه
آخـــدا این روزا دل با گــریه هم وا نـــمی شه
آدم ســـاده به این ســـادگی پــیدا نـــمی شه
آب که از ســر بگذره کــمو زیــادش چـی چیه؟
واسه مُرده، دیگه قبر، تنگ وگشادش چـی چیه؟
وقتی که کاغذی نیست،مدادی نیست،کتابی نیست
دیگــه چه فـرقی داره یارو ســوادش چی چــیه؟
آخـــدا این روزا دل با گــریه هم وا نـــمی شه
آدم ســـاده به این ســـادگی پــیدا نـــمی شه
بغض بـرّه ، حـــالی گــرگِ بیابون نــمی شه
واســه گــله بـــزا شغال نگـــهبون نـــمی شه
تنهايي ام را با تو قسمت مي كنم سهم كمي نيست
گسترده تر از عالم تنهايي من عالمي نيست
نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 ساعت 15:26 موضوع | لينک ثابت
اين روزا عادت همه رفتن دل شكســتنه
درد تــــــــموم عاشقا پـاي كسي نشستنه
اين روزا درد عاشقا
فقط غـــــــــم نديدن
مشكل بي ستاره هــا يه كم ستاره چيـدن
اين روزا آسمونمون پر از شكسته بالــيه
جــــاي نگاه عاشقـت باز توي خونه خاليه
اين روزا كار آدمــــــا دلاي پاك رو بردن
بعدش انو گرفـــتن و بـه ديگري سپردن
اين روزا كار آدمـــــا تــو انتظار گذاشتن
ساده ترين بهونشون از هم خبر نداشتن
اين روزا سهم عاشقا غــصه و بي وفايي
جرم تمومشون فـقط لذت آشنـــــــاييه
اين روزا چشماي همه غرق نياز شبـــنمه
روي گونه هر عاشقي چند قطره بارون غمه
دواي درد من معشوقم هست ، و تاريخ مرگم برابر جدايي او از من مي باشد
دواي دردم رسيدن به معشوقم هست ، و تاريخ شفايم گرفتن دستان او و رسيدن به او مي باشد
پس خداوندا دواي درد مرا به قلبم برسان تا اين كابوس وحشتناك سرطان و مرگ به خاطر جدايي از عشق را از وجودم محو شود الهي به اميد تو
نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 ساعت 11:2 موضوع | لينک ثابت
درباره وبلاگ

آدمک آخر دنیاست بخند" آدمک مرگ همین جاست بخند.دست خطی که ترا عاشق کرد"شوخِِی کاغذی ماست بخند.آدمک خر نشوی گریه کنی"کل دنیا سراب است بخند.آن خدایی که بزرگش خواندی"بخدا مثل تو تنهاست بخند.....
فهرست اصلي
دوستان
پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
POWERED BY